|
امام شب |
|
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت |
برنامه ریزی صحیح:
مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، زمانی برای تأمین هزینه ی زندگی و زمانی برای واراشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه ی زیبایی است. و خردمند را نشاید جز آنکه در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تأمین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت و یا به دست آوردن لذت های حلال.
ضرورت ترک حرام:
از حرام دنیا چشم پوشی کن تا خداوند زشتی های آن را به تو نمایاند، و غافل مباش که لحظه ای از تو غفلت نشود.
ضرورت سخن گفتن:
سخن بگویید تا شناخته شوید، چرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.
روش برخورد با دنیا:
از دنیا آن مقدار را که به تو می رسد بردار و از آنچه که به تو پشت کند، روی گردان. و اگر نتوانی، در جستجوی دنیا، نیکو تلاش کن.

راه خوب زیستن:
مرگ، بهتر از تن به ذلت دادن و به اندک ساختن بهتر از دست نیاز به سوی مردم داشتن است. اگر به انسان نشسته در جای خویش چیزی ندهند با حرکت و تلاش نیز چیزی نخواهند داد. روزگار دو روز است، روزی به سود تو و روزی به زیان تو، پس آنگاه که به سود توست به خوش گذرانی و سرکشی روی نیاور و آنگاه که به زیان توست شکیبا باش.
عطر خوب:
چه خوب است عطر مشک، تحمل آن سبک و آسان و بوی آن خوش و عطر آگین است.
ضرورت ترک غرور:
فخر فروشی را کنار بگذار، تکبر و خود بزرگ بینی را رها کن و به یاد مرگ باش.
حقوق متقابل پدر و فرزند:
همانا فرزند را بر پدر و پدر را بر فرزند حقی است: حق پدر بر فرزند این است که فرزند در همه چیز جز نافرمانی خداوند از پدر اطاعت کند و حق فرزند بر پدر آن است که نام نیکو بر فرزند نهد، خوب تربیتش کند و او را قرآن بیاموزد.

شناخت واقعیت ها و خرافات:
چشم زخم حقیقت دارد، استفاده از نیروهای مرموز طبیعت حقیقت دارد، سحر و جادو وجود دارد و فال نیک راست است، ولی رویداد بد را بد شگون دانستن درست نیست و اعتقاد به رسیدن بیماری به دیگری صحیح نیست. بوی خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سواری بهبودی آور و نگاه به سبزه زار درمان کننده و نشاط آور است.
ضرورت هماهنگی با مردم:
هماهنگی در اخلاق و رسوم مردم، ایمن ماندن از دشمنی و کینه های آنان است.
ضرورت موقعیت شناسی:
پَر در نیاورده پرواز کردی، و در خردسالی آواز بزرگان سر دادی!!
"نهج البلاغه"
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:47 توسط فدک |
کسی چه می فهمد از دنیا پس به کدامین قدرت، دل خوش، توان داشت؟ خوشحالم نه از اینکه سفره ی چربی ندارم... و نه از این که لباس فاخری بر تنم نیست... خوشحالم از اینکه هرگز شأن خوشحالی را تا به این حدّ تنزل نداده ام. آری خوشحالم کن به خودت... به بندگی ات... ![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:46 توسط فدک |
سلام بر تو ای پرچمدار حقانیت انکار ناپذیرحق ای یکپارچه ترین مردان قرون دیرین ای دست خدا دست آسمان دست زمین سلام بر تو ای امیرالمؤمنین... ای انسان فنا ناپذیر انسان جاودانی تو ای مرد تکرار ناپذیر تاریخ تو شمشیر برهنه در دست در وحشی ترین ادوار تاریخ زندگی به خاطر نجات بشر از چنگ ظلمت به خاطر رهایی بندگان گمنام و بی گناه خدا از سیه چال زندگی متین و مطمئن و سرفراز، سینه ی بازت را پناهگاه، قلب محبت پرور نغمه پردازت را طپش به طپش به پای حقیقت ریختی و شب های خود را به خاطر راحت خواب درماندگان با بیداری های پایان ناپذیر به هم آمیختی... "کارو، شاعر معاصر مسیحی"
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:44 توسط فدک |
چرا که نامت از نام بلند او گرفته شده.....علیّ اعلا

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:37 توسط فدک |
ضرب آهنگ خواندن را زیبا برایم آموختی و نوازش قلم را به انگشتان کوچک و ناتوانم زیباتر حال زیبا می نویسم.... و تو زیباتر می خوانی و اکنون ساده می گویم: معلمم... به همان زبان ساده ی هفت سالگی ام که خواندن و نوشتن نمی دانست روزت مبارک... 
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:27 توسط فدک |
شیعه، تو را خدا نمی خواند ز خدا نیز جدا نمی داند یا علی چرخ زمان را شب و روز گردش چشم تو می چرخاند آسیابی که دهد روزی ما به خدا دست تو می چرخاند غنچه را با همه خندان دهنی لب خندان تو می خنداند چشمه ی چشم فلک را شب و روز چشم گریان تو می گریاند قامت سرو سلحشوران را نعره ی خشم تو می لرزاند معنی خوب و بد عالم را به جهان و به بشر علم تو می فهماند کس نداند به خدا قدر تو را چون خدا قدر تو را می داند 
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:21 توسط فدک |
و هنگامی که تمام پرندگان بی دانه خواهند ماند و آن هنگام که تمام رودها بی آب خواهند شد و آن هنگام که تمام درختان بی برگ خواهند ماند و آن هنگام که تمام ساعت ها از حرکت باز خواهند ایستاد تو، تیک تاک عدالت را خواهی نواخت آن جمعه ی شیرین تو می آیی 
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:10 توسط فدک |
سلام
ناراحت نباشید چون تا چند روز دیگه بلاخره آپ می شم. الان فقط اومدم عید رو بهتون تبریک بگم. یعنی: میلاد پر سعادت نور یازدهم، پدر حجت دوازدهم بر همه ی شیعه ها مبارک. شیعه ها، عیدتون مبارک...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 23:11 توسط فدک |
به خدا نگاهت مقدس است. نه برای من که برای درخت ها که برای کوهها که برای نسیم ها و ابرها که برای دریاها که برای افق های شرق و غرب، که دل به طلوع دوباره تو بسته اند.
کمکم کن بنویسم. من باز هم به تو نامه خواهم نوشت و باز هم منتظر می مانم تا جوابم را بدهی!!! و گل نوشته های تو به نشانی من پست شوند!!! کمکمان کن... همه ی ما به خاطر نور نگاه توست که بیناییم. به خاطر طعم عشق به توست که می نویسیم و می خوانیم و صدایت میزنیم و یک دل که نه هزاران هزار دل فدایت می شویم. ما گم شده ایم و بی بضاعتیم و نیازمند سخاوت نگاه بی دریغ تو ایم.
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 0:5 توسط فدک |
کمکم کن...کمکم کن که این نوشته آخرین دل نوشته نباشد
کمکم کن که باز هم بیایم و بنویسم و تو بخوانی فقط تو!!! فقط برای تو می نویسم.درست است؛ من کمترین چه دارم که از تو بنویسم و برای تو ولی تو می دانی...تو می دانی که هرچه بنویسم و هر چه بگویم و هر چه درد دل کنم، فقط به خاطر یک نگاه کوچک توست. آن لحظه پر میکشم، می پرم؛ درست است...به آنجا نمیرسم ولی بویش را...عطر خوش گل یاس را با تمام وجودم حس می کنم. ![]()
![]()
![]()

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 23:51 توسط فدک |
| ||||||