امام شب
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
چند ثانیه
میخواهم بشکنم این بغضی را که سالهاست مجال خواندنت را از من ربوده میخواهم پدر صدایت زنم و آرام میگویم پدر شاید در عمق این دریای صبر، ذره ای خاموش باشم ولی با تو به اوج میرسم.شاید اگر، پدر صدایت زنم آرام گیرم.مگر نمیدانی بالهای پروازم را دنیا بسته و به جرم بودن، فراق را بر قلب خسته ام زنجیر کرده اند.
پدر اگر کبوتری تنهایم اگر پرنده ای بدآوازم دعوتم کن؛ من از کوفیان نیستم من از آنان بیزارم، اگر پر پروازم شکسته اگر نفسی برایم نمانده مرا به نام بخوان، صدایم کن؛ من از کوفیان نیستم.....
پدر اگر کبوتری تنهایم اگر پرنده ای بدآوازم دعوتم کن؛ من از کوفیان نیستم من از آنان بیزارم، اگر پر پروازم شکسته اگر نفسی برایم نمانده مرا به نام بخوان، صدایم کن؛ من از کوفیان نیستم.....

!! به خط فدک
| 0:55 | یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
•
مهر حیدر
آرام قلب و راحت جان مهر حیدر است
نور یقین و روح و روان مهر حیدر است
بی مهر حیدرت به جنان ره نمیدهند
بالله کلید باب جنان مهر حیدر است
گر ایمنی ز آتش دوزخ طلب کنی
غافل مشو که حصن امان مهر حیدر است
آن اختر سپهر شرافت که تابشش
گردد به روز حشر،عیان، مهر حیدر است
یکدانه گوهری که خریدار آن به حشر
باشد خدای هردو جهان مهر حیدر است
صغیر اصفهانی
نور یقین و روح و روان مهر حیدر است
بی مهر حیدرت به جنان ره نمیدهند
بالله کلید باب جنان مهر حیدر است
گر ایمنی ز آتش دوزخ طلب کنی
غافل مشو که حصن امان مهر حیدر است
آن اختر سپهر شرافت که تابشش
گردد به روز حشر،عیان، مهر حیدر است
یکدانه گوهری که خریدار آن به حشر
باشد خدای هردو جهان مهر حیدر است
صغیر اصفهانی

!! به خط فدک
| 0:31 | یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
•
خواب شیشه ای
این اولین بار نیست.آخرین بار هم نخواهد بود.همیشه وقتی دلم میگیرد خواب آن
سرزمین رویایی را میبینم و هوایی میشوم.دیوانه میشوم و شاید عاشقتر از قبل.
پای دل بر زمینی مینهم که روزی مردی از تبار محمد در این مکان قدم نهاده. بوی گل
یاس پیچیده، به دنبال نسبتی هستم که پنجره ی دلم را در قالب مشبکهای طلایی و
پارچه ی سبز حاجت گره بزنم ولی نمیابم.چندی است نفس کشیدن برایم سخت
شده.ای علی والا، نگاه اعلایت را از من دریغ مدار. تو تنها امید من در این روزگار
دهشت زده ای.آری تو مرا با نور و حریم قدسی ات آشنا کردی.بگذار دمی در
گرمای حضورت بیاسایم و از غم مظلومیتت که شعله بر وجود تاریخ افکنده بگویم تا
تو چاره ای برای تنهاییم بیندیشی!
سرزمین رویایی را میبینم و هوایی میشوم.دیوانه میشوم و شاید عاشقتر از قبل.
پای دل بر زمینی مینهم که روزی مردی از تبار محمد در این مکان قدم نهاده. بوی گل
یاس پیچیده، به دنبال نسبتی هستم که پنجره ی دلم را در قالب مشبکهای طلایی و
پارچه ی سبز حاجت گره بزنم ولی نمیابم.چندی است نفس کشیدن برایم سخت
شده.ای علی والا، نگاه اعلایت را از من دریغ مدار. تو تنها امید من در این روزگار
دهشت زده ای.آری تو مرا با نور و حریم قدسی ات آشنا کردی.بگذار دمی در
گرمای حضورت بیاسایم و از غم مظلومیتت که شعله بر وجود تاریخ افکنده بگویم تا
تو چاره ای برای تنهاییم بیندیشی!
!! به خط فدک
| 0:1 | یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
•
مولود کعبه
شریفترین جای روی زمین، حرم و شریفترین موضع حرم، مسجدالحرام و شریفترین محل مسجدالحرام کعبه است.و از شریفترین ماهها ماه رجب و از شریفترین روزها روز جمعه میباشد.شریفترین انسان پس از پیامبر در شریفترین محل دنیا در شریفترین ماه در شریفترین روز از پدر ومادری شریف به اراده ی خداوند حکیم به دنیا آمد.و در شریفترین دامن یعنی دامن نبوت و در کنار شریفترین کتاب یعنی قرآن و کاملترین دین یعنی اسلام پرورش یافت.
او در شریفترین و بابرکت ترین و پرقیمت ترین ماه یعنی رمضان و در عظیمترین شب هستی یعنی شب قدر و در برترین ساعت یعنی سحر و در عالیترین مکان یعنی محراب به زیباترین مرگ یعنی شهادت به جانب معشوق پرواز کرد.
او در شریفترین و بابرکت ترین و پرقیمت ترین ماه یعنی رمضان و در عظیمترین شب هستی یعنی شب قدر و در برترین ساعت یعنی سحر و در عالیترین مکان یعنی محراب به زیباترین مرگ یعنی شهادت به جانب معشوق پرواز کرد.
!! به خط فدک
| 17:26 | شنبه هجدهم اسفند 1386
•



