شهادت مظلومانه ی صدیقه ی طاهره، همسر نور ولایت، بر امام زمانمون و تمامی شیعه ها تسلیت
من نمی گویم چه شد، گویند در چشم علی
سیل دشمن بود پیدا، فاطمه پیدا نبود

واگویه های گل یاس:
پدر، پس از تو شدائد ناگواری پیش آمد که اگر تو بودی چنین نمی شد.
پدر جان بعد از تو مانند زمین بی باران شدیم.
پدر جان ببین که چگونه قوم تو شیوه ی انحراف و جهالت پیش گرفته و چگونه سفارشات تو را فراموش کردند.
ای کاش ما قبل از تو مرده بودیم.
دشمنان بعد از تو کینه های نهفته را به بدترین وجه ممکن ظاهر کردند و از هیچ تحقیری دریغ نکرده و حق مسلم ما را به یغما بردند.
آه ای پدر بعد از تو ما را ناتوان شمردند.
پدر پس از تو مردم از ما روی گردان شدند.
ما به واسطه ی تو در میان مردم عزیز بودیم و کسی ما را خوار نمی شمرد.
پس چگونه اشک ما پیوسته جاری نگردد؟
چرا غم و اندوهمان همیشگی نباشد؟
و چگونه بعد از تو خواب راحت داشته باشیم؟
پدر جان پس از تو مصائبی به سویم سرازیر شد که بر روزها اگر وارد می شدند روزها به شب مبدل می شد.
پدر جان تو بسان کوهی محکم بودی که من به آن پناه می بردم.
تو رفتی و من تنها ماندم. مانند برهنه ای که در زیر آفتاب سوزان مانده باشد.
تا تو را داشتم عزیز و سربلند بودم. تو پناهگاه و پشتیبان من بودی.
امروز باید در برابر کسانی که در زمان تو خوار و ذلیل بودند، خضوع کرده و از آنها بترسم و چون یار و یاوری ندارم باید در مقابل آنها سکوت نموده و با کف دست خویش ظالمین را از خود دور نمایم.
و هنگامی که پرنده ی شب با صدایی حزین ناله سر می دهد، من نیز با ناله های دلسوزش هم ناله شوم.

سلام و درود بی پایان من بر تو
درود من بر کسی که آزموده شد در صبر و بردباری و شکیبایی و پذیرفته شد صبرش.
و حمد و سپاس من بر خدایی که آفرید تو را قبل از اینکه بیافریند موجودی را.
به تو تصدیق می کنم و سلام می کنم بر پدرت پیامبر"ص" و همسرت امیرالمومنین"ع"
ای بنت نبی، درود می فرستم بر تو امروز تا شفاعتم کنی فردا.
سلام و درود بی پایان من بر تو...

واگویه های امام شب:
سلام بر تو ای فرستاده ی خدا از من و از دخترت که اینک در جوار تو فرود آید و شتابان به تو ملحق می شود.
ای پیامبر خدا از فراق دختر برگزیده ات پیمانه ی صبرم لبریز شد و توانم از دست رفت.
بی خوابی همدم شب های من خواهد بود تا آن زمان که خداوند خانه ای را که در آن سکنی گزیده ای برای من برگزیند.
به زودی دخترت شما را آگاه خواهد ساخت که امت برای در هم کوبیدنش چگونه همدست شدند.
این در حالی است که از رحلتت دیری نگذشته و یادت فراموش نشده است.
می بینم که انبوه درد و رنج دنیا بر من هجوم آورده، به گونه ای که تا روز مرگ دردمند خواهم بود.
از دست دادن فاطمه پس از احمد نشان آن است که دیگر مرا یاوری نیست.
جان و روانم در میان آه و اندوه زندانی شده است، ای کاش این جان با ناله ها از سینه بیرون می شد.
پس از تو ای فاطمه در زندگی، خیر و خوشی نیست و گریه ی من برای این است که مبادا پس از تو زندگی ام طولانی شود.
محبوبی که هماورد ندارد و جز او کسی را در قلبم جایگاه نباشد.
محبوبه ای که از چشم و جسمم دور شد، اما از قلبم هرگز غایب نخواهد بود.

امام صادق"ع":
خدای عزوجل در شب معراج پس از آنکه به مصیبتهای فاطمه"س" و کتک خوردن در حال بارداری و سقط جنین و علت شهادت آن بانو اشاره می کند، به پیامبرش می فرماید: اولین جنایتی که در دادگاه عدل قیامت بررسی می گردد، کشته شدن محسن فرزند علی"ع" است.
امیرالمومنین"ع":
برای فرزندان خود پیش از ولادت نامی برگزینید. اگر از شما فرزندی سقط گردید و نامی برای او ننهاده باشید روز قامت بر شما اعتراض کرده و می گوید: پدر چرا برای من نامی نگذاشتی؟ و پیامبر خدا نام محسن را قبل از ولادتش انتخاب نمود.
شیخ صدوق:
پیامبر"ص" فرمودند: ای علی تو را گنجی در بهشت است که مالک همه ی آن باشی.
برخی از بزرگان ما بر این باورند که منظور از این گنج، فرزند آن حضرت، محسن"ع" است.
امیرالمومنین"ع":
محسن نزد جدش رسول خدا"ص" رفته و به او شکایت خواهد نمود.
در عالم أظله که در چهره ی نور، طرف راست عرش بودیم، پیامبر رخداد امروز را به محسن و من و فاطمه و حسن و حسین"ع" خبر داد.
امام صادق"ع":
هنگامی که امام زمان"عج" ظهور نموده و به شهر مدینه آید جنازه ی عمر و قنفذ را از قبر بیرون کشیده و به فرمان الهی آنان را زنده خواهد کرد. او پیش از قصاص آنان جنایتهایی را که مرتکب شده اند یادآور خواهد شد. از آن جمله: به آتش کشیدن خانه ی امیرالمومنین"ع" به منظور سوزاندن آن عزیزان و نیز زدن تازیانه بر دستان فاطمه"س" و ضربه ای که محسن"ع" را ساقط کرد.
و روشن مباد آن چشم که هنگام ذکر این واقعه نگرید.
امام صادق"ع":
هیچ روزی مانند ان روز نخواهد شد که مصیبتهای کربلا روی داد. اگرچه روز سقیفه و آن روز که خانه ی امیرالمومنین"ع" و فاطمه"س" را آتش زدند... و شهادت محسن"ع" عظیم تر و ناگوارتر و تلخ تر است.
امام صادق"ع":
آنگاه که قیامت برپا می شود منادی از عرش از سوی پروردگار به پیامبر"ص" خطاب می کند:... نیکو جنینی است جنین تو که او محسن"ع" است.

صفحه های نخوانده شده:
مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، زمانی برای تأمین هزینه ی زندگی و زمانی برای واراشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه ی زیبایی است. و خردمند را نشاید جز آنکه در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تأمین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت و یا به دست آوردن لذت های حلال.
ضرورت ترک حرام:
از حرام دنیا چشم پوشی کن تا خداوند زشتی های آن را به تو نمایاند، و غافل مباش که لحظه ای از تو غفلت نشود.
ضرورت سخن گفتن:
سخن بگویید تا شناخته شوید، چرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.
روش برخورد با دنیا:
از دنیا آن مقدار را که به تو می رسد بردار و از آنچه که به تو پشت کند، روی گردان. و اگر نتوانی، در جستجوی دنیا، نیکو تلاش کن.

راه خوب زیستن:
مرگ، بهتر از تن به ذلت دادن و به اندک ساختن بهتر از دست نیاز به سوی مردم داشتن است. اگر به انسان نشسته در جای خویش چیزی ندهند با حرکت و تلاش نیز چیزی نخواهند داد. روزگار دو روز است، روزی به سود تو و روزی به زیان تو، پس آنگاه که به سود توست به خوش گذرانی و سرکشی روی نیاور و آنگاه که به زیان توست شکیبا باش.
عطر خوب:
چه خوب است عطر مشک، تحمل آن سبک و آسان و بوی آن خوش و عطر آگین است.
ضرورت ترک غرور:
فخر فروشی را کنار بگذار، تکبر و خود بزرگ بینی را رها کن و به یاد مرگ باش.
حقوق متقابل پدر و فرزند:
همانا فرزند را بر پدر و پدر را بر فرزند حقی است: حق پدر بر فرزند این است که فرزند در همه چیز جز نافرمانی خداوند از پدر اطاعت کند و حق فرزند بر پدر آن است که نام نیکو بر فرزند نهد، خوب تربیتش کند و او را قرآن بیاموزد.

شناخت واقعیت ها و خرافات:
چشم زخم حقیقت دارد، استفاده از نیروهای مرموز طبیعت حقیقت دارد، سحر و جادو وجود دارد و فال نیک راست است، ولی رویداد بد را بد شگون دانستن درست نیست و اعتقاد به رسیدن بیماری به دیگری صحیح نیست. بوی خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سواری بهبودی آور و نگاه به سبزه زار درمان کننده و نشاط آور است.
ضرورت هماهنگی با مردم:
هماهنگی در اخلاق و رسوم مردم، ایمن ماندن از دشمنی و کینه های آنان است.
ضرورت موقعیت شناسی:
پَر در نیاورده پرواز کردی، و در خردسالی آواز بزرگان سر دادی!!
"نهج البلاغه"
با یاد خدا
کسی چه می فهمد از دنیا
پس به کدامین قدرت، دل خوش، توان داشت؟
خوشحالم ![]()
نه از اینکه سفره ی چربی ندارم...
و نه از این که لباس فاخری بر تنم نیست...
خوشحالم از اینکه
هرگز شأن خوشحالی را تا به این حدّ تنزل نداده ام.
آری خوشحالم کن
به خودت...
به بندگی ات... ![]()
و سلام بر تو...
سلام بر تو ای پرچمدار حقانیت انکار ناپذیرحق
ای یکپارچه ترین مردان قرون دیرین
ای دست خدا
دست آسمان
دست زمین
سلام بر تو ای امیرالمؤمنین...
ای انسان فنا ناپذیر
انسان جاودانی
تو ای مرد تکرار ناپذیر تاریخ
تو شمشیر برهنه در دست
در وحشی ترین ادوار تاریخ زندگی
به خاطر نجات بشر از چنگ ظلمت
به خاطر رهایی بندگان گمنام و بی گناه خدا از سیه چال زندگی
متین و مطمئن و سرفراز،
سینه ی بازت را پناهگاه،
قلب محبت پرور نغمه پردازت را
طپش به طپش به پای حقیقت ریختی
و شب های خود را
به خاطر راحت خواب درماندگان
با بیداری های پایان ناپذیر به هم آمیختی...
"کارو، شاعر معاصر مسیحی"
نام تو بلندترین است....پس از نام او

چرا که نامت از نام بلند او گرفته شده.....علیّ اعلا

و اما....روزت مبارک
ضرب آهنگ خواندن را زیبا برایم آموختی
و نوازش قلم را به انگشتان کوچک و ناتوانم زیباتر
حال زیبا می نویسم.... و تو زیباتر می خوانی
و اکنون ساده می گویم:
معلمم...
به همان زبان ساده ی هفت سالگی ام
که خواندن و نوشتن نمی دانست
روزت مبارک...

خدای علی(ع)
شیعه، تو را خدا نمی خواند
ز خدا نیز جدا نمی داند
یا علی چرخ زمان را شب و روز
گردش چشم تو می چرخاند
آسیابی که دهد روزی ما
به خدا دست تو می چرخاند
غنچه را با همه خندان دهنی
لب خندان تو می خنداند
چشمه ی چشم فلک را شب و روز
چشم گریان تو می گریاند
قامت سرو سلحشوران را
نعره ی خشم تو می لرزاند
معنی خوب و بد عالم را
به جهان و به بشر علم تو می فهماند
کس نداند به خدا قدر تو را
چون خدا قدر تو را می داند
او خواهد آمد
و هنگامی که تمام پرندگان بی دانه خواهند ماند
و آن هنگام که تمام رودها بی آب خواهند شد
و آن هنگام که تمام درختان بی برگ خواهند ماند
و آن هنگام که تمام ساعت ها از حرکت باز خواهند ایستاد
تو، تیک تاک عدالت را خواهی نواخت
آن جمعه ی شیرین
تو می آیی



