این انتقادات را یکی از برادران سنی هم در مورد وبلاگم گفته بود
آیا شما هم سنی هستید؟
در ضمن من مطلبی ننوشته ام که خارج از حقیقت باشد و مجبورم کند که در آن مورد مطالعه کنم.
به هر حال از انتقاد و نکته نظرت ممنون
علی یارت
نیمه های شب و سرمای شدید
گوشِ شب، ناله ای از دور شنید
دل به درد آمده ای می نالید
دست بر پشت و کمر می مالید
گاهی از درد به خود می پیچید
گاه از پرده ی دل ناله کشید
مگر این بود، زن حامله ای
بی پرستاری و بی قابله ای

دردِ زا، بر کمرش سخت گرفت
پشت و پهلوی ورا درد گرفت
گویی از خون جگر، لَخت گرفت
نیمه شب سوی حرم، رخت گرفت
جان پناه خوشی از بخت گرفت
پرده ی کعبه در آن وقت گرفت
تا مگر پرده ز کارش گیرد
دست حق آید و بارش گیرد

گفت ای با خبر از راز دلم
ای خدای من و دمساز دلم
مهر تو بارقه انداز دلم
بر سر کوی تو پرواز دلم
شِنَوی، از کَرم، آوازِ دلم
دست تو پرده زنِ ساز دلم
سهل کن عارضه ی مشکل من
بار بردار ز روی دل من

به امید کرمت آمده ام
بر در محترمت آمده ام
بر بساط نعمت آمده ام
خسته از بارِ غمت آمده ام
شرحِ غم، تا دَهَمَت آمده ام
شب تاریک مرا روشن کن
سهل، بر من، خطر زادن کن

بی پرستارم و بی قابله ام
درد، افکنده به تن زلزله ام
تنگ شد از غم دل، حوصله ام
در دل افکنده چنین ولوله ام
مگر از درد، تو سازی یله ام
زایمان را تو به من آسان کن
درد سنگین مرا آسان کن

از دل و دیده گُهرباری کرد
کردگارش ز کرم یاری کرد
عوضِ قابله غمخواری کرد
حق از او خوب نگهداری کرد
مهربانی و پرستاری کرد
داد در خلوت کعبه راهش
شد حرم، منزل و زایشگاهش

با دل زار و رخ زرد گذشت
آن شبِ دل سیهِ سرد گذشت
شب بر آن دردکِشِ فرد گذشت
بر سرش هرچه شب آورد گذشت
هرچه آن درد بر او کرد گذشت
تا که شب رفت و سحرگاه رسید
آن مهِ نو سفر از راه رسید

بر دل ظلمت شب آذر زد
چون هما بر سر کعبه پر زد
چترِ نوری سر آن مادر زد
وه چه فال خوشی، آن اختر زد
پیکِ اقبال رسید و در زد
قَدَمَش گفت: مبارک بادا
بر سرش تاج تبارک بادا

شادی رکن و حجر از یک سو
کعبه در رقص نگر از یک سو
بانگ تکبیر پسر از یک سو
مادرش کرده به بر از یک سو
نشر ۀن تازه خبر از یک سو
همه گفتند: علی آمده است
مظهر لم یزلی آمده است

فاطمه بنت اسد شیری زاد
شیر غرّان جهانگیری زاد
دست بر قبضه ی شمشیری زاد
عقل کل، صاحب تدبیری زاد
پور آورد ولی پیری زاد
بهر مردان خدا میری زاد
آری آن میر، امیر عرب است
شیر یزدان و خدای ادب است

مست و مخمور ز پیمانه ی عشق
شمع حق را شده پروانه ی عشق
می کند فخر به دردانه ی عشق
بَرَدَش جانب کاشانه ی عشق
بوسه زن بر لب جانانه ی عشق
تا مگر غنچه ی لب باز کند
معجز عیسوی آغاز کند

وان مباهات و نشاط و طربش
خوش دویدند همه از عقبش
تا بپرسند ز حالات شبش
شب تنهایی و درد و تعبش
زاد چون این پسر نوش لبش
روی نیکوی علی را دیدند
بهر تبریک رخش بوسیدند

دل ما خوش همه با یاد علی ست
کعبه زایشگه آباد علی ست
حرم حق، دل آباد علی ست
خلق را چشم به امداد علی ست
دل ما شاد به ارشاد علی ست
چشم ما روشن از این مولود است
بر همه عید علی، مسعود است

هستی و بود ز بود علی است
هرچه بینیم نمود علی است
خلق، محتاج به جود علی است
مرغ حق، گرمِ سرود علی است
إسجدوا رمز سجود علی است
ظاهراً آدم اگر مسجود است
باطناً سجده بدین مولود است

چشمه ی آب حیات ست علی
اصل خیر و برکات ست علی
معنی صوم و صلاتست علی
چه رفیع الدّرجات ست علی
جمع اضداد صفات ست علی
ها علیٌ بَشَرٌ کیف بشر
ربّهُ فیهِ تجلّی و ظَهَر

بر همه خلق امام ست علی
صاحب کوثر و جام ست علی
شره ی خاص و عوام ست علی
مِهرِ بام و مَه شام ست علی
من چه گویم که بنام ست علی
نام او نام خدای ازلی ست
اسم اعظم، به خدا نام علی است

به وجود آمده از هست تواند
چشمها دوخته بر دست تواند
تو بلندی و همه پست تواند
عاشقان واله و دل بست تواند
عارفان طالب پیوست تواند
ما چو پروانه، تو شمع مایی
مایه ی گرمی جمع مایی

یا علی، دست من و دامن تو
چشم دارم به رخ روشن تو
خوشه چینم به سر خرمن تو
سرمه ام خاک سُم توسن تو
حرم عشق بُوَد مدفن تو
آرزوی دل من دیدن تو
ناامیدم مکن از درگاهت
نظری کن به فقیر راهت
مرتضی جندقی
این ماه، و ماه شعبان و ماه رمضان از شریفترین ماهها می باشند.
از حضرت رسول اکرم"ص" روایت شده که ماه رجب، ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد.
و قتال با کافران در این ماه حرام است.
و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است.
کسی که یک روز از ماه رجب را روزه دارد، مستوجب خشنودی بزرگ خدا گردد و غضب الهی از او دور گردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته گردد.![]()
و از حضرت موسی بن جعفر"ع" منقول است که هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، آتش جهنم یکساله از او دور می گردد و هرکه سه روز از آن را روزه بدارد بهشت بر او واجب می شود.![]()
نیز فرمودند: رجب، نام نهری است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر.
هر کس یک روز از رجب را روزه دارد، از آن نهر میاشامد.![]()
و از حضرت امام صادق"ع" روایت است که فرمودند: هر کس یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر.![]()
و هر کس دو روز از آخر این ماه را روزه بدارد از پل صراط به آسانی بگذرد.![]()
و هر کس سه روز از آخر این ماه را روزه بدارد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت ها و ترس های آن روز و برات بیزاری از آتش جهنم به او عطا کنند.![]()
پس سلام بر ماه مبارک رجب و سلام بر مولای صبورم، امیرالمومنین

در زیر چند کامنت براتون گذاشتم که مبنی بر مذاکره ای صدالبته دوستانه!!! بین من و جنابی به نام... می باشد که البته به بنده و صدالبته به مخاطبان و دوستان بنده که شماها باشید لطف دارند...
من فقط می خوام نظر شما رو هم در مورد این کامنت ها بدونم...ممنون
| پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت: 21:55 | توسط:... | ||||||||||||
|
با سلام
جمعه 7 تیر1387 ساعت: 0:45
سلام
این انتقادات را یکی از برادران سنی هم در مورد وبلاگم گفته بود آیا شما هم سنی هستید؟ در ضمن من مطلبی ننوشته ام که خارج از حقیقت باشد و مجبورم کند که در آن مورد مطالعه کنم. به هر حال از انتقاد و نکته نظرت ممنون علی یارت
پیشاپیش از نظر همه ی دوستان تشکر می کنم
| |||||||||||||
بگذار مادر صدایت کنم
مگر نه اینکه تو مادر هر دو جهانی؟
بگذار زیبا به شادمانی جشن تولدت بایستم و منتظر بمانم ![]()
بگذار بیاید و فرجش را به نظاره بنشینیم شاد؛
مگر نه اینکه اگر تو بخواهی، خدا هم می خواهد؟
مادر جان، تو که آمدی ستاره های کهکشان پرنورتر شدند؛
پس بگذار فرزندت- مولایمان- نیز بیاید. ![]()
بانوی من تو که آمدی زمین و زمان از یمن وجود مبارکت پربرکت تر شد؛
پس بگذار فرزندت- سرورمان نیز بیاید. ![]()
مادر من، امروز روز عدل است و داد،
امروز روز شور است و نشاط
امروز روز میلاد توست
مادرم؛ تولدت مبارک![]()

عقل کل، اول ظهور باری است
وان ظهور اندر موالی جاری است
چون که ظرف جان زهرا کامل است
عقل خود را در پذیرش شامل است
حضرتش مشکاة نورعقل شد
تا که نور او به عالم نقل شد
در لباس زن هویدا شد، ولی
یازده انوار از او شد منجلی
محمد فکورصفا

تو ستاره ای و تو اختری، مه و مهر و زهره و مشتری
نکنند با تو برابری، تو یگانه دخت پیمبری
تو همای اوج سعادتی، تو سپهر عصمت و عفتی
تو قرین مهر ولایتی، به خدا که همسر حیدری
به حسن، ستاره ی روشنت، که حسین، آن گل گلشنت
به خدا که رسیده ز دامنت، به خدا تو معنی مادری
خسرو احتشامی