تبليغاتX
امام شب

امروز جشن وبلاگ من است....میلاد نور مبارک

                                           

نیمه های شب و سرمای شدید

گوشِ شب، ناله ای از دور شنید

دل به درد آمده ای می نالید

دست بر پشت و کمر می مالید

گاهی از درد به خود می پیچید

گاه از پرده ی دل ناله کشید

مگر این بود، زن حامله ای

بی پرستاری و بی قابله ای

                        

دردِ زا، بر کمرش سخت گرفت

پشت و پهلوی ورا درد گرفت

گویی از خون جگر، لَخت گرفت

نیمه شب سوی حرم، رخت گرفت

جان پناه خوشی از بخت گرفت

پرده ی کعبه در آن وقت گرفت

تا مگر پرده ز کارش گیرد

    دست حق آید و بارش گیرد    

                                                                       

گفت ای با خبر از راز دلم

ای خدای من و دمساز دلم

مهر تو بارقه انداز دلم

بر سر کوی تو پرواز دلم

شِنَوی، از کَرم، آوازِ دلم

دست تو پرده زنِ ساز دلم

سهل کن عارضه ی مشکل من

بار بردار ز روی دل من   

 در پناهِ حَرَمت آمده ام

به امید کرمت آمده ام

بر در محترمت آمده ام

بر بساط نعمت آمده ام

خسته از بارِ غمت آمده ام

شرحِ غم، تا دَهَمَت آمده ام

شب تاریک مرا روشن کن

سهل، بر من، خطر زادن کن

 من که نُه ماهه زنِ حامله ام

بی پرستارم و بی قابله ام

درد، افکنده به تن زلزله ام

تنگ شد از غم دل، حوصله ام

در دل افکنده چنین ولوله ام

مگر از درد، تو سازی یله ام

زایمان را تو به من آسان کن

درد سنگین مرا آسان کن

 نصفه شب بس که ز دل زاری کرد

از دل و دیده گُهرباری کرد

کردگارش ز کرم یاری کرد

عوضِ قابله غمخواری کرد

حق از او خوب نگهداری کرد

مهربانی و پرستاری کرد

داد در خلوت کعبه راهش

شد حرم، منزل و زایشگاهش

 شب او یکسره با درد گذشت

با دل زار و رخ زرد گذشت

آن شبِ دل سیهِ سرد گذشت

شب بر آن دردکِشِ فرد گذشت

بر سرش هرچه شب آورد گذشت

هرچه آن درد بر او کرد گذشت

تا که شب رفت و سحرگاه رسید

آن مهِ نو سفر از راه رسید

 زآسمان، کوکبِ بختش پر زد

بر دل ظلمت شب آذر زد

چون هما بر سر کعبه پر زد

چترِ نوری سر آن مادر زد

وه چه فال خوشی، آن اختر زد

پیکِ اقبال رسید و در زد

قَدَمَش گفت: مبارک بادا

بر سرش تاج تبارک بادا

 نغمه ی مرغ سحر از یک سو

شادی رکن و حجر از یک سو

کعبه در رقص نگر از یک سو

بانگ تکبیر پسر از یک سو

مادرش کرده به بر از یک سو

نشر ۀن تازه خبر از یک سو

همه گفتند: علی آمده است

مظهر لم یزلی آمده است

فاطمه بنت اسد شیری زاد

شیر غرّان جهانگیری زاد

دست بر قبضه ی شمشیری زاد

عقل کل، صاحب تدبیری زاد

پور آورد ولی پیری زاد

بهر مردان خدا میری زاد

آری آن میر، امیر عرب است

شیر یزدان و خدای ادب است

 شد برون فاطمه از خانه ی عشق

مست و مخمور ز پیمانه ی عشق

شمع حق را شده پروانه ی عشق

می کند فخر به دردانه ی عشق

بَرَدَش جانب کاشانه ی عشق

بوسه زن بر لب جانانه ی عشق

تا مگر غنچه ی لب باز کند

معجز عیسوی آغاز کند

 چون که دیدند زنان عربش

وان مباهات و نشاط و طربش

خوش دویدند همه از عقبش

تا بپرسند ز حالات شبش

شب تنهایی و درد و تعبش

زاد چون این پسر نوش لبش

روی نیکوی علی را دیدند

بهر تبریک رخش بوسیدند

 جشن فرخنده ی میلاد علی ست

دل ما خوش همه با یاد علی ست

کعبه زایشگه آباد علی ست

حرم حق، دل آباد علی ست

خلق را چشم به امداد علی ست

دل ما شاد به ارشاد علی ست

چشم ما روشن از این مولود است

بر همه عید علی، مسعود است

 مبدأِ خلق، وجود علی است

هستی و بود ز بود علی است

هرچه بینیم نمود علی است

خلق، محتاج به جود علی است

مرغ حق، گرمِ سرود علی است

إسجدوا رمز سجود علی است

ظاهراً آدم اگر مسجود است

باطناً سجده بدین مولود است

 کشتیِ بحرِ نجاتست علی

چشمه ی آب حیات ست علی

اصل خیر و برکات ست علی

معنی صوم و صلاتست علی

چه رفیع الدّرجات ست علی

جمع اضداد صفات ست علی

ها علیٌ بَشَرٌ کیف بشر

ربّهُ فیهِ تجلّی و ظَهَر

 چارده قرنِ تمام ست علی

بر همه خلق امام ست علی

صاحب کوثر و جام ست علی

شره ی خاص و عوام ست علی

مِهرِ بام و مَه شام ست علی

من چه گویم که بنام ست علی

نام او نام خدای ازلی ست

اسم اعظم، به خدا نام علی است

 یا علی، خلق، همه مست تواند

به وجود آمده از هست تواند

چشمها دوخته بر دست تواند

تو بلندی و همه پست تواند

عاشقان واله و دل بست تواند

عارفان طالب پیوست تواند

ما چو پروانه، تو شمع مایی

مایه ی گرمی جمع مایی

 

یا علی، دست من و دامن تو

چشم دارم به رخ روشن تو

خوشه چینم به سر خرمن تو

سرمه ام خاک سُم توسن تو

حرم عشق بُوَد مدفن تو

آرزوی دل من دیدن تو

ناامیدم مکن از درگاهت

نظری کن به فقیر راهت    

 

مرتضی جندقی

 

!! به خط فدک | 23:13 | سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 •

فرا رسیدن رجب المرجب، ماه خدا، و ماه مولایم علی"ع" و همچنین میلاد پربرکت امام محمدباقر"ع" بر همه ی ش

این ماه، و ماه شعبان و ماه رمضان از شریفترین ماهها می باشند.

از حضرت رسول اکرم"ص" روایت شده که ماه رجب، ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد.

و قتال با کافران در این ماه حرام است.

و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است.

کسی که یک روز از ماه رجب را روزه دارد، مستوجب خشنودی بزرگ خدا گردد و غضب الهی از او دور گردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته گردد.

و از حضرت موسی بن جعفر"ع" منقول است که هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، آتش جهنم یکساله از او دور می گردد و هرکه سه روز از آن را روزه بدارد بهشت بر او واجب می شود.

نیز فرمودند: رجب، نام نهری است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر.

هر کس یک روز از رجب را روزه دارد، از آن نهر میاشامد.

و از حضرت امام صادق"ع" روایت است که فرمودند: هر کس یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر.

و هر کس دو روز از آخر این ماه را روزه بدارد از پل صراط به آسانی بگذرد.

و هر کس سه روز از آخر این ماه را روزه بدارد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت ها و ترس های آن روز و برات بیزاری از آتش جهنم به او عطا کنند.

           پس سلام بر ماه مبارک رجب و سلام بر مولای صبورم، امیرالمومنین

!! به خط فدک | 1:21 | جمعه چهاردهم تیر 1387 •

مذاکره بین شیعه و شیعه!!!

سلام به همه ی دوستان عزیز

در زیر چند کامنت براتون گذاشتم که مبنی بر مذاکره ای صدالبته دوستانه!!! بین من و جنابی به نام... می باشد که البته به بنده و صدالبته به مخاطبان و دوستان بنده که شماها باشید لطف دارند...

من فقط می خوام نظر شما رو هم در مورد این کامنت ها بدونم...ممنون

پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت: 21:55 توسط:...

با سلام
از اینکه قابل دانستید ممنون!
از طرز نوشتنتان تا حدودی می توان حدس زد که از دوشیزگان هستید. اگر چه شاید مهم نباشد.
اما سعی کنید کمی حرفهای جدی تر بنویسید.
اگر توانستید کمی بیشتر مطالعه بفرمایید.
جسارتم را ببخشید...
التماس دعا.
برادر حقیرتان: ...

                                      

فدک

جمعه 7 تیر1387 ساعت: 0:45
سلام
این انتقادات را یکی از برادران سنی هم در مورد وبلاگم گفته بود
آیا شما هم سنی هستید؟
در ضمن من مطلبی ننوشته ام که خارج از حقیقت باشد و مجبورم کند که در آن مورد مطالعه کنم.
به هر حال از انتقاد و نکته نظرت ممنون

علی یارت
 
                                    
 
دوشنبه 10 تیر1387 ساعت: 13:31 توسط:...

با عرض سلام.
فرمودید شیعه هستم یا سنی؟!!!
می پرسم چه فرقی می کند؟ به قول امام مستضعفین جهان امیر المومنین: "انظر ما قال و لا تنظر من قال" و صد البته که شیعه هستم, شیعه اثنا عشری! اما کاش کاش شیعه تر بودم, و کاش در محبت اهل البیت در جا نمی زدم و شیعه می شدم...

فرمودید: مطلبی نگفته ام که خارج از حقیقت باشد تا مجبور شوم مطالعه کنم!
می پرسم: آیا شما اصولا زمانی مطالعه می فرمایید که مجبور باشید؟ عجبا!
می پرسم: آیا به نظر شما هر کسی از شما انتقاد کند سنی و احیانا وهابی است؟
می پرسم: آیا با این طرز سخنتان باید باور کنم که شما ممنون هستید؟, گرچه بدان نیازی نیست!
دوست عزیز! می خواستم این مطلب را خدمتتان عرض کنم که همان وبلاگی که با حقیر آشنا شده اید را دوباره مطالعه کنید(فدک: وبلاگی است با نام جایی برای بودن سرشار است از مشرک بودن شیعه ها...چه حقیقت تلخی!!!) تا بدانید که دیگران در باطل و سخنان فارغ از حقیقتشان چقدر مطالعه می کنند و علمی بحث می کنند (گرچه سر تا سرش مغالطه بیش نیست) لیکن ما به بهانه حق بودن دست از مطالعه کشیده و ادعای حقانیت را یدک بکشیم. فقط می توانم بگویم که متاسفم!
در آخر از حضرتعالی دوباره عذر می خواهم, و عرض می کنم که احتمال می دادم انسانی انتقاد پذیر باشید اما اینگونه نبود و بنده نیز با چنین شخصی نمی توانم طرحی نو در اندازم.
راستی می خواستم بگویم دوباره به صفحه نظر خواهی تان نگاهی بیاندازید تا ببینید مخاطبتان هیچکدام علمی نیستند بلکه عشقی اند.
باز هم معذرت صادقانه می خواهم و می گویم مطالعه مطالعه مطالعه.....!
والسلام

                                   

فدک

سه شنبه 11 تیر1387 ساعت: 0:47
سلام
سوال1: فرمودید چه فرقی می کند شیعه باشم یا سنی؟ باید بگویم من صراحتا عرض می کنم که یک شیعه ی متعصب هستم و بله برای من فرق میکند انسانی که با او مذاکره میکنم و به وبم می آید، امام اولش علی"ع" است یا ابوبکر لعنته الله؟
2: منظور من این نبود که مجبور نیستم مطالعه کنم بلکه منظورم این بود که در وب من چه جمله ای یا مطلبی شما را به این فکر واداشته که من انسانی به دور از مطالعه هستم و برای رفع چه اشکالی از وبم به من پیشنهاد مطالعه را داده اید؟؟؟ و برای خاطر جمعی شما باید بگویم که من اگر یک روز به غیر از کتابهای درسی ام- من دانشجوی حقوق اسلامی هستم- اگر چند صفحه از مناقب و فضایل مولایم علی"ع" و یا قرآن یا نهج البلاغه را مطالعه نکنم شب خوابم نمیبرد و باز هم سوالم را به صورت واضح تکرار میکنم: در وب من چه جمله و یا پستی شما را مجبور کرده که به من پیشنهاد مطالعه بدهید؟
3: میتوانم بگویم اکنون که وب من پا به سن 4ماهگی میگذارد و بیش از50 نفر دوست و مخاطب دارم هیچ کدام از وب من انتقاد نکرده اند بجز یک سنی که فکر کنم وهابی هم تشریف داشتند و شما که البته میگویید شیعه اید.- البته من نمیگویم وبم خالی از اشکال است، در حقیقت این دوستانم هستند که به وب من و صدالبته به نام مولایم علی"ع" لطف دارند و نقص هایم را بیان نمیکنند؛ و البته انتقاد شما در جای خود کاملا بیجا بود- پس من از جانب خودم نتیجه میگیرم مشکل از جانب شماست!!!
4: در مورد سوال چهارمی باید بگویم بله این را درست میگویید. من ممنون نبودم و فقط یک جمله ی الکی بود.
5: : من وب جناب عین.فا را چندین بار به صورت کامل مطالعه کرده ام و چیزی ندیدم که از مطالعه سرشار باشد. اگر پستهای مربوط به زیارت و شرک مدرن را میگویید باید عرض کنم که اصولا سنی جماعت میداند که شیعه ها به مزار ائمه احترام میگذارند و این مسئله برای تمام اهل زمین واضح و مبرهن است و نیازی به مطالعه ندارد و با صراحت کامل میگویم که سنی ها از کودکی یاد گرفته اند که به شیعه ها لقب مشرک بدهند پس چیزی که از کودکی با گوشت و پوست آنها عجین شده آیا نیازی به مطالعه دارد؟ مانند عشق ما به مولایمان که از رحم مادر با ما عجین بوده تا به روز قیامت. و نیز باید بگویم شما اگر مجددا به این وب سر بزنید میبینید که ایشان از پستهای قبلی کاملا پشیمان شده اند و قرار است درباره ی موضوعات دیگری به روز شوند از این به بعد.
6: تو چگونه شیعه ای که حس میکنی ادعای حقانیت مولایت را یدک میکشی؟ واقعا برایت متاسفم. یک شیعه ی واقعی کسی است که بداند حقانیت واقعا شایسته ی علی"ع" و شیعه ی اوست. وای بر شیعه هایی که عشق و نام علی"ع" را فقط یدک میکشند و در دلشان حقیقتی به نام علی"ع" وجود ندارد. کسی تو را مجبور نکرده لطفا این طناب یدکی را پاره کن.
7: من انتقاد پذیرم. ولی متاسفم برای شما که به خاطر نوشتن یک متن که در آن فقط مدح بانویم فاطمه"س" را گفته ام و فرج منتقمش را به واسطه ی او از خدا خواسته ام مرا به باد انتقاد گرفته اید. یعنی اینقدر برای شما سنگین بود درک کردنش؟
8: من هم نمی توانم با شما طرحی نو دراندازم!!!
9: من نظرهایم را چندین بار میخوانم و باید بگویم بله مخاطبان من عشقی هستند. با این تفاوت که آنها با عقلشان و قوه ی ادراکشان و با حسی کاملا عاقلانه عاشق شده اند. آنها عقلا و قلبا عاشق نام مولایم علی"ع" هستند و عقلا و قلبا حقانیت او را پذیرفته اند. بله وب من عشقیست و هرآنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و شما در این میان استثنایی بیش نیستید. عشق را با سیاست چه کار؟
10: این چگونه معذرتی صادقانه است که شما باز هم میگویید مطالعه؟ پس صادقانه نیست چون حرفتان را پس نگرفته اید. پس من هم میگویم: متاسفم متاسفم و متاسفم برایتان...

علی یارت
 
                                
 
پیشاپیش از نظر همه ی دوستان تشکر می کنم

 

!! به خط فدک | 1:11 | سه شنبه یازدهم تیر 1387 •

مادر جان تولدت مبارک...

 

بگذار مادر صدایت کنم

مگر نه اینکه تو مادر هر دو جهانی؟

بگذار زیبا به شادمانی جشن تولدت بایستم و منتظر بمانم

بگذار بیاید و فرجش را به نظاره بنشینیم شاد؛

مگر نه اینکه اگر تو بخواهی، خدا هم می خواهد؟

مادر جان، تو که آمدی ستاره های کهکشان پرنورتر شدند؛

پس بگذار فرزندت- مولایمان- نیز بیاید.

بانوی من تو که آمدی زمین و زمان از یمن وجود مبارکت پربرکت تر شد؛

پس بگذار فرزندت- سرورمان نیز بیاید.

مادر من، امروز روز عدل است و داد،

امروز روز شور است و نشاط

امروز روز میلاد توست

 

مادرم؛ تولدت مبارک

 

 

 

عقل کل، اول ظهور باری است

وان ظهور اندر موالی جاری است

چون که ظرف جان زهرا کامل است

عقل خود را در پذیرش شامل است

حضرتش مشکاة نورعقل شد

تا که نور او به عالم نقل شد

در لباس زن هویدا شد، ولی

یازده انوار از او شد منجلی

 

محمد فکورصفا

 

 

 

تو ستاره ای و تو اختری، مه و مهر و زهره و مشتری

نکنند با تو برابری، تو یگانه دخت پیمبری

تو همای اوج سعادتی، تو سپهر عصمت و عفتی

تو قرین مهر ولایتی، به خدا که همسر حیدری

به حسن، ستاره ی روشنت، که حسین، آن گل گلشنت

به خدا که رسیده ز دامنت، به خدا تو معنی مادری

 

خسرو احتشامی

  

!! به خط فدک | 0:33 | سه شنبه چهارم تیر 1387 •
هيئت جوانان حضرت علي اکبر - شمالغرب تهران بزرگ