عید است...برای آمدن میهمانی که قرار است جمعه بیاید دعا کنیم...
چشم تو نوازشگر و مهرافروز است
در عمق نگاه تو غمي جانسوز است
يك روز به دست تو نگاهش را دوخت
زيبايي چشم آهو، از آن روز است

عید است...برای آمدن میهمانی که قرار است جمعه بیاید دعا کنیم...
بر گنبد زلال ضريحت کبوترم
مي آمدم کنار تو اي ناجي بزرگ!
هر وقت سقف فاجعه مي ريخت بر سرم
شرمنده ام که اين همه زخم کبود را
هر روز و شب به محضر پاکت مي آورم
کي مي شود هميشه صبورم ! بزرگ سبز !
يک آسمان ترانه برايت بياورم
امشب دوباره رو به ضريحت نشسته ام
تو آسمان آبي و من يک کبوترم

فرا رسیدن رجب المرجب، ماه خدا، و ماه مولایم علی"ع" و همچنین میلاد پربرکت امام محمدباقر"ع" بر همه ی ش
این ماه، و ماه شعبان و ماه رمضان از شریفترین ماهها می باشند.
از حضرت رسول اکرم"ص" روایت شده که ماه رجب، ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد.
و قتال با کافران در این ماه حرام است.
و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است.
کسی که یک روز از ماه رجب را روزه دارد، مستوجب خشنودی بزرگ خدا گردد و غضب الهی از او دور گردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته گردد.![]()
و از حضرت موسی بن جعفر"ع" منقول است که هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، آتش جهنم یکساله از او دور می گردد و هرکه سه روز از آن را روزه بدارد بهشت بر او واجب می شود.![]()
نیز فرمودند: رجب، نام نهری است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر.
هر کس یک روز از رجب را روزه دارد، از آن نهر میاشامد.![]()
و از حضرت امام صادق"ع" روایت است که فرمودند: هر کس یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر.![]()
و هر کس دو روز از آخر این ماه را روزه بدارد از پل صراط به آسانی بگذرد.![]()
و هر کس سه روز از آخر این ماه را روزه بدارد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت ها و ترس های آن روز و برات بیزاری از آتش جهنم به او عطا کنند.![]()
پس سلام بر ماه مبارک رجب و سلام بر مولای صبورم، امیرالمومنین

مادر جان تولدت مبارک...
بگذار مادر صدایت کنم
مگر نه اینکه تو مادر هر دو جهانی؟
بگذار زیبا به شادمانی جشن تولدت بایستم و منتظر بمانم ![]()
بگذار بیاید و فرجش را به نظاره بنشینیم شاد؛
مگر نه اینکه اگر تو بخواهی، خدا هم می خواهد؟
مادر جان، تو که آمدی ستاره های کهکشان پرنورتر شدند؛
پس بگذار فرزندت- مولایمان- نیز بیاید. ![]()
بانوی من تو که آمدی زمین و زمان از یمن وجود مبارکت پربرکت تر شد؛
پس بگذار فرزندت- سرورمان نیز بیاید. ![]()
مادر من، امروز روز عدل است و داد،
امروز روز شور است و نشاط
امروز روز میلاد توست
مادرم؛ تولدت مبارک![]()

عقل کل، اول ظهور باری است
وان ظهور اندر موالی جاری است
چون که ظرف جان زهرا کامل است
عقل خود را در پذیرش شامل است
حضرتش مشکاة نورعقل شد
تا که نور او به عالم نقل شد
در لباس زن هویدا شد، ولی
یازده انوار از او شد منجلی
محمد فکورصفا

تو ستاره ای و تو اختری، مه و مهر و زهره و مشتری
نکنند با تو برابری، تو یگانه دخت پیمبری
تو همای اوج سعادتی، تو سپهر عصمت و عفتی
تو قرین مهر ولایتی، به خدا که همسر حیدری
به حسن، ستاره ی روشنت، که حسین، آن گل گلشنت
به خدا که رسیده ز دامنت، به خدا تو معنی مادری
خسرو احتشامی
شهادت مظلومانه ی صدیقه ی طاهره، همسر نور ولایت، بر امام زمانمون و تمامی شیعه ها تسلیت
من نمی گویم چه شد، گویند در چشم علی
سیل دشمن بود پیدا، فاطمه پیدا نبود

واگویه های گل یاس:
پدر، پس از تو شدائد ناگواری پیش آمد که اگر تو بودی چنین نمی شد.
پدر جان بعد از تو مانند زمین بی باران شدیم.
پدر جان ببین که چگونه قوم تو شیوه ی انحراف و جهالت پیش گرفته و چگونه سفارشات تو را فراموش کردند.
ای کاش ما قبل از تو مرده بودیم.
دشمنان بعد از تو کینه های نهفته را به بدترین وجه ممکن ظاهر کردند و از هیچ تحقیری دریغ نکرده و حق مسلم ما را به یغما بردند.
آه ای پدر بعد از تو ما را ناتوان شمردند.
پدر پس از تو مردم از ما روی گردان شدند.
ما به واسطه ی تو در میان مردم عزیز بودیم و کسی ما را خوار نمی شمرد.
پس چگونه اشک ما پیوسته جاری نگردد؟
چرا غم و اندوهمان همیشگی نباشد؟
و چگونه بعد از تو خواب راحت داشته باشیم؟
پدر جان پس از تو مصائبی به سویم سرازیر شد که بر روزها اگر وارد می شدند روزها به شب مبدل می شد.
پدر جان تو بسان کوهی محکم بودی که من به آن پناه می بردم.
تو رفتی و من تنها ماندم. مانند برهنه ای که در زیر آفتاب سوزان مانده باشد.
تا تو را داشتم عزیز و سربلند بودم. تو پناهگاه و پشتیبان من بودی.
امروز باید در برابر کسانی که در زمان تو خوار و ذلیل بودند، خضوع کرده و از آنها بترسم و چون یار و یاوری ندارم باید در مقابل آنها سکوت نموده و با کف دست خویش ظالمین را از خود دور نمایم.
و هنگامی که پرنده ی شب با صدایی حزین ناله سر می دهد، من نیز با ناله های دلسوزش هم ناله شوم.

سلام و درود بی پایان من بر تو
درود من بر کسی که آزموده شد در صبر و بردباری و شکیبایی و پذیرفته شد صبرش.
و حمد و سپاس من بر خدایی که آفرید تو را قبل از اینکه بیافریند موجودی را.
به تو تصدیق می کنم و سلام می کنم بر پدرت پیامبر"ص" و همسرت امیرالمومنین"ع"
ای بنت نبی، درود می فرستم بر تو امروز تا شفاعتم کنی فردا.
سلام و درود بی پایان من بر تو...

واگویه های امام شب:
سلام بر تو ای فرستاده ی خدا از من و از دخترت که اینک در جوار تو فرود آید و شتابان به تو ملحق می شود.
ای پیامبر خدا از فراق دختر برگزیده ات پیمانه ی صبرم لبریز شد و توانم از دست رفت.
بی خوابی همدم شب های من خواهد بود تا آن زمان که خداوند خانه ای را که در آن سکنی گزیده ای برای من برگزیند.
به زودی دخترت شما را آگاه خواهد ساخت که امت برای در هم کوبیدنش چگونه همدست شدند.
این در حالی است که از رحلتت دیری نگذشته و یادت فراموش نشده است.
می بینم که انبوه درد و رنج دنیا بر من هجوم آورده، به گونه ای که تا روز مرگ دردمند خواهم بود.
از دست دادن فاطمه پس از احمد نشان آن است که دیگر مرا یاوری نیست.
جان و روانم در میان آه و اندوه زندانی شده است، ای کاش این جان با ناله ها از سینه بیرون می شد.
پس از تو ای فاطمه در زندگی، خیر و خوشی نیست و گریه ی من برای این است که مبادا پس از تو زندگی ام طولانی شود.
محبوبی که هماورد ندارد و جز او کسی را در قلبم جایگاه نباشد.
محبوبه ای که از چشم و جسمم دور شد، اما از قلبم هرگز غایب نخواهد بود.

امام صادق"ع":
خدای عزوجل در شب معراج پس از آنکه به مصیبتهای فاطمه"س" و کتک خوردن در حال بارداری و سقط جنین و علت شهادت آن بانو اشاره می کند، به پیامبرش می فرماید: اولین جنایتی که در دادگاه عدل قیامت بررسی می گردد، کشته شدن محسن فرزند علی"ع" است.
امیرالمومنین"ع":
برای فرزندان خود پیش از ولادت نامی برگزینید. اگر از شما فرزندی سقط گردید و نامی برای او ننهاده باشید روز قامت بر شما اعتراض کرده و می گوید: پدر چرا برای من نامی نگذاشتی؟ و پیامبر خدا نام محسن را قبل از ولادتش انتخاب نمود.
شیخ صدوق:
پیامبر"ص" فرمودند: ای علی تو را گنجی در بهشت است که مالک همه ی آن باشی.
برخی از بزرگان ما بر این باورند که منظور از این گنج، فرزند آن حضرت، محسن"ع" است.
امیرالمومنین"ع":
محسن نزد جدش رسول خدا"ص" رفته و به او شکایت خواهد نمود.
در عالم أظله که در چهره ی نور، طرف راست عرش بودیم، پیامبر رخداد امروز را به محسن و من و فاطمه و حسن و حسین"ع" خبر داد.
امام صادق"ع":
هنگامی که امام زمان"عج" ظهور نموده و به شهر مدینه آید جنازه ی عمر و قنفذ را از قبر بیرون کشیده و به فرمان الهی آنان را زنده خواهد کرد. او پیش از قصاص آنان جنایتهایی را که مرتکب شده اند یادآور خواهد شد. از آن جمله: به آتش کشیدن خانه ی امیرالمومنین"ع" به منظور سوزاندن آن عزیزان و نیز زدن تازیانه بر دستان فاطمه"س" و ضربه ای که محسن"ع" را ساقط کرد.
و روشن مباد آن چشم که هنگام ذکر این واقعه نگرید.
امام صادق"ع":
هیچ روزی مانند ان روز نخواهد شد که مصیبتهای کربلا روی داد. اگرچه روز سقیفه و آن روز که خانه ی امیرالمومنین"ع" و فاطمه"س" را آتش زدند... و شهادت محسن"ع" عظیم تر و ناگوارتر و تلخ تر است.
امام صادق"ع":
آنگاه که قیامت برپا می شود منادی از عرش از سوی پروردگار به پیامبر"ص" خطاب می کند:... نیکو جنینی است جنین تو که او محسن"ع" است.

و اما....روزت مبارک
ضرب آهنگ خواندن را زیبا برایم آموختی
و نوازش قلم را به انگشتان کوچک و ناتوانم زیباتر
حال زیبا می نویسم.... و تو زیباتر می خوانی
و اکنون ساده می گویم:
معلمم...
به همان زبان ساده ی هفت سالگی ام
که خواندن و نوشتن نمی دانست
روزت مبارک...



